اروپايي ها و آمريكايي ها در ميان بختياري ها | هوتوم شيندلر
هوتوم شيندلر:
ژنرال«الكساندر هوتوم شيندلر» هموطن آلماني «بارون جوليوس رويتر» بود. او بعدها تابعيت انگليس را پذيرفت. رويتر با زرنگي او را كه سال هاي طولاني در ايران اقامت داشته و درباره ي امور ايران تجربه ي بسيار داشت به سمت رابط عالي خود در ايران انتخاب كرد. شيندلر كه مدتي را در استخدام اداره ي تلگراف هند و انگليس گذرانده بود به استخدام اداره ي تلگراف ايران درآمد. به روايتي او در ارتش ايران هم خدمت كرده و در ناوگان كوچك شاه ايران درجه ي دريا سالاري داشت. او در طول اقامتش در ايران براي انجام اموري كه به او محول شده بود به گوشه و كنار اين كشور مسافرت كرده و گزارشات مشهوري پيرامون مسائل جغرافيايي ايران براي دايرةالمعارف بريتانيكا جمع آوري نمود.
لرد كرزن كه در نگارش كتاب مشهورخود بنام«ايران و قضيه ي ايران» بسياري از اطلاعات مورد نياز خود را از مقالات و گزارشات شيندلراقتباس كرده است او را همچون ماشين معجزه گري وصف مي كند كه در حل بسياري از مسائل از او مدد جسته است. البته كرزن ارقام ارائه شده توسط شيندلر را تا حدودي از حقيقت دور و كمتر از ميزان واقعي دانسته است. درومندلف كه براستي مجذوب شيندلر گرديده بود كوشش فراواني به كار برد تا وزارت امور خارجه انگليس مسئوليتي در سفارت خود در تهران به وي محول نمايد.
اما وزارت خارجه با تقاضاي وي موافقت نكرد، در عوض رويتر هموطن خود را در شركت نفت استخدام نمود. شيندلر در تهران از حسن توجه و اقبال عامه برخوردار بود و جهانگردان اروپايي او را به عنوان يك اروپايي آگاه و مطلع به امور ايران شناخته و به ديدارش مي شتافتند. او همچنين در استخدام بانك شاهنشاهي ايران و انگليس بود شيندلر كه از سال 1844م/ 1260هـ.ق و شايد پيش از آن در ايران بسر مي برد در سال 1875م/ 1292هـ.ق با كسب اجازه از دولت انگليس ناظم خطوط تلگراف دولت ايران شد و خط تلگراف همدان را تجديد نمود.
او از سال 1293هـ.ق تا 1300 هـ.ق خطوط تلگراف خراسان، خوزستان، كرمان، آذربايجان و گيلان را كشيد. در خوزستان بود كه وي با بختياري ها آشنا گرديد. او درسال 1294هـ.ق در خوزستان با حسينقلي خان بختياري ملاقات نموده و مهمان او گرديد. در آنجا او با مسائل و موضوعات مختلف ايل بختياري از جمله ريشه ي تاريخي و مسائل باستان شناسي آنها آشنا گرديد و از مجسمه ها و تصاوير باستاني در ايذه و سوسن تصويربرداري نمود. وي مقاله اي تحقيقي درباره ي ريشه ي تاريخي و نژادي بختياري ها نوشته است كه در فصل پنجم كتاب«تاريخ بختياري» گردآوري شده توسط سردار اسعد به فارسي ترجمه و چاپ گرديده است.
شيندلر در اين اثر با توجه به تحقيقي كه بر روي جمجمه ي سر بختياري ها انجام داد ه است بين كردها و بختياري ها فرق قائل شده و لذا معتقد است كه كردها به ايراني ها نزديك تر هستند. او بختياري ها را غير ايراني و از نژاد مغول يا ترك دانسته و معتقد است كه آنها صفات اسلاف خويش را بيش از كردها نگهداري كرده اند. اين نظريه از جانب خيلي از مورخين و بختياري شناسان قابل پذيرش نمي باشد.








دیدگاهتان را بنویسید