چشم پزشک دکتر ام وای یانگ در بختیاری :دكتر«ام.واي.يانگ» پزشك انگليسي كه خدمات شاياني به شركت نفت ايران و انگليس نمود، در جواني به اسكاتلند رفت تا در رشته ي چشم پزشكي تحصيل نمايد. اما در آنجا به دنبال رويت يك آگهي در يكي از روزنامه هاي گلاسكو مبني برنيازبه يك دكتر جهت همراهي تيم فني راه آهن لرستان، براي مدت يكسال عازم آنجا گرديد با اين اميد كه مقداري پول پس انداز كند و تحصيلات خويش را ادامه دهد.
اما زندگي در ايران طي اين مأموريت، بر روي او اثر گذاشت و بدين خاطر طولي نكشيد كه بعنوان پزشك شركت نفت ايران و انگليس استخدام گرديد و در سال 1907م/ 1325هـ.ق به ايران آمد. او جايگزين پزشك هندي شركت كه شخصي بي لياقت، بداخلاق و مغرور بود، گرديد. ورودش از طريق بمبئي به خرمشهرمصادف با شيوع بيماري طاعون در ايران بود. لذا بنادر ايران به شدت تحت قرنطينه قرار داشت.

او پس از گذراندن ده روز در اتاق هاي قرنطينه ي اهواز به خرمشهر آمد. يانگ در مسجدسليمان اقامت ورزيده و اين مكان از آن پس سكونت گاه اصلي اوگرديد. وي كه انگليسي ها اورا به خاطر جثه ي كوچكش دكتر كوچولو مي ناميدند داراي هوش و زيركي خاصي بود.
اوهرجا زندگي مي كرد محيطي از اعتماد ايجاد مي نمود. با معاينات و معالجات موفقيت آميز خود دوستي و صميميت خوانين و مردم بختياري را كسب نمود. به عنوان مثال او به منزل شهاب السلطنه يكي از خوانين بختياري رفته و فرزند بيمار او را معالجه نمود. در نتيجه ي اين موفقيت، اين خان بختياري فوق العاده خوشحال گرديده و به انگليسي ها اعتماد پيدا نموده و حاضر به همكاري با شركت نفت ايران و انگليس گرديد.
دكتر يانگ علاوه بر معالجه ي خوانين و خوانين زادگان به معاينه و معالجه ي مردم عادي بختياري نيزمي پرداخت. او هفت ماه پس از ورود به ايران توانسته بود شخصاً 3800 بيمار را معالجه نمايد.
در طول مسافرت و به هنگام عبور ازجايي به جاي ديگر ناگزير بود درمانگاه سيار و عمومي در بين راه تشكيل داده و مردم معمولي و حتي خارج از كادر شركت نفت را نيز معالجه نمايد. از همان روزهاي اول شروع عمليات شركت نفت سياست شركت بر اين مبنا بود كه نه تنها به معالجه و درمان خارجي ها بپردازد بلكه به مردمي هم كه در اطراف و يا نزديكي تأسيسات شركت بودند توجه نمايد. اين امر بيشتر جهت كسب شهرت و منزلت بين مردم منطقه بود.
مراجعه كنندگان دكتر يانگ داراي بيماري هاي گوناگون بودند. مطابق خاطرات وي آنها داراي بيماري هايي چون مالاريا، آبله، قانقاريا، عقرب گزيدگي و مارگزيدگي و … بودند كه با التماس از او و با ذكر «حكيم باشي» مي خواستند تا آنها را درمان نمايد. او علاوه بر درمان اين گونه بيماران در معالجه و جراحي بيماري هاي چشمي چون تراخم و آب مرواريد و نيز جراحي لوزه نيز مهارت و تبحر داشت. عمل موفقيت آميز برداشتن آب مرواريد چشم يكي از خوانين بختياري كه در اثر آن نابينا شده بود يكي از نقاط عطف زندگي دكتر يانگ در ايران محسوب مي شد. او پس از مطالعه ي كتب چشم پزشكي ابتدا عمل را بر روي يك گوسفد زنده انجام داد و پس از آن به خود جرأت داده و آب مرواريد را از چشم رييس ايل برداشت. خبر بينا كردن چشم هاي كور توسط دكتر يانگ در همه ي مناطق نفت خيز شايع گرديد و مردم به هنگام عبور اتومبيل وي بر روي جاده دراز مي كشيدند تا باعث توقف اتومبيل وي و در نتيجه به وسيله ي وي معالجه گرديده و شفا يابند. گاهي دكتر يانگ ساعت ها معطل مي گرديد كه تمامي اهالي يك دهكده را معاينه نمايد. بدين گونه بود كه سعي و تلاش وي باعث گرديد تا شهرت و محبوبيت زيادي ميان بختياري ها و مردم جنوب پيدا كند
دكتر يانگ در طي اول دكتر يانگ با زيركي و زرنگي خاصي به عنوان پزشك و مصلح، اغلب كوشش ها و نقشه هاي آلماني ها و ترك ها در منطقه ي نفت خيز جنوب را بر ضد انگليس نقش بر آب نمود. او موفق گرديد در خصوص حفاظت از حوزه هاي نفتي و پيشگيري از رسوخ عوامل دشمن به منطقه ي بختياري، ضمانت نامه ي كتبي از خوانين به دست آورد.
دكتر يانگ شالوده ي بهداري شركت نفت را در خوزستان ريخته و اساس بيماري هاي مسجد سليمان و آبادان را بنيان نهاد. او اگر چه رييس بهداري شركت نفت ايران و انگليس بود ولي در اصل رييس اداره ي امنيت و حفاظت شركت بوده و بين خود انگليسي ها به عنوان «مأمور سياسي» شهرت داشت.
يانگ اگرچه پزشك ارشد شركت نفت و رييس بيمارستان مسجدسليمان بود اما در كسوت پزشكي نقش مهمي را در حفظ منافع و مصالح شركت نفت و دولت انگليس ايفا نمود. شركت از اطلاعات مختلف و ذيقيمت او و نيز از تسلطش بر زبان فارسي استفاده نموده و او را مسئول ارتباط با مقامات محلي و مركزي ايران نمود. دكتر يانگ در مذاكرات شركت با خوانين بختياري حاضر بوده و نقش مهم و ارزشمندي براي شركت ايفاءنمود.
او در مذاكرات شركت با شيخ خزعل نيز كليد اصلي مذاكرات محسوب مي گرديد. حتي درجريان جنگ جهاني اول دولت انگليس تصميم گرفت كه بجاي استفاده از كنسول اصفهان براي مذاكره ي محرمانه با خوانين بختياري از دكتر يانگ استفاده نمايددكتربا نصيرخان سردار جنگ، ايلخاني بختياري در طي جنگ جهاني اول، دوستي و صميميت ويژه اي داشت و با شهاب السلطنه نيز پس از معالجه ي فرزندش صميمي گرديد.
شهاب السلطنه كه تا اين زمان در مقابل شركت نفت مقاومت كرده بود، پس از معالجه ي فرزندش توسط دكتر يانگ نرم گرديد و حاضر به همكاري با شركت گرديد. او همراه با سردار بهادر(جعفرقلي خان) در مذاكرات با دكتريانگ و «رينو لدز» برسر حل مسئله ي نگهباني از منافع شركت در مال امير(ايذه ي كنوني) شركت نموده و اظهار داشت اين انعطاف پذيري كه او ازخود نشان مي دهد بيشتر به خاطر احترامي است كه براي دكتر يانگ قائل است دكتر يانگ علاوه بر حضور مستمر در مذاكرات شركت با خوانين بختياري، از شخصيت هاي اصلي شركت كننده در مذاكرات شركت نفت با دولت مركزي نيز بود. او به دفعات از جانب شركت با مقامات دولتي ايران وارد مذاكره گرديد. به ويژه آنكه درسال 1933م/ 1312هـ.ش به هنگام مذاكرات تجديد نفت دارسي همراه با «سرجان كدمن» رييس كل شركت و معاونش«سرويليام فريزر» با رضاشاه و مقامات دولتي ايران ملاقات نموده و پس از مذاكرات مفصل نتايج مثبتي براي شركت نفت ايران و انگليس كسب نمود اين پزشك انگليسي پس از زحمات وخدمات بسيار به شركت نفت ايران وانگليس درسال 1936م/ 1315هـ.ش از شركت بازنشسته شد اما آرام ننشست.
او به آزمايشگاه تحقيقات باكتري شناسي در بيمارستان«سنت ماري» لندن رفت و مشغول به كار شد. باشروع جنگ جهاني دوم به آزمايشگاهي در«ايلينگ» انگليس منتقل شده و به كار واكسينه كردن افرادي كه درخدمت جنگ بودند، پرداخت پس از دوسال به بيمارستان سنت ماري بازگشت و با «الكساندرفلمينگ» كاشف پني سيلين همكاري نموده و تجربيات زيادي كسب نمود. دكتر يانگ پس از سالها خدمت به شركت نفت ايران و انگليس و زحمت در راه پزشكي درسال 1950م/ 1329هـ.ش درگذشت







دیدگاهتان را بنویسید