بي بي مريم دختر حسينقلي خان ايلخاني كل بختياري و خواهر عليقلي خان سردار اسعد فاتح تهران و مادر علي مردان خان قهرمان مبارزه با رژيم شاه در حدود سال 1290هـ.ق بدنيا آمد. مادرش بي بي فاطمه دختر علي رضا خان از طايفه ي كيان ارثي چهارلنگ بود. لذا بي بي مريم از جهت مادر نسبش به محمدتقي خان كيان ارثي چهارلنگ كه در مبارزه با قاجارها شهرت داشت مي رسيد. ايلخاني از بي بي فاطمه تنها صاحب همين يك دختر شد. او. در كنار شش برادر و دوازده خواهر ناتني در خانه ي ايلخاني زندگي مي كرد. چهل روز پس از تولد بي بي مريم، پدرش ايلخاني او را نامزد عليقلي خان پسر محمدعلي خان نمودبي بي مريم دختر حسينقلي خان ايلخاني و خواهر عليقلي خان سردار اسعد فاتح تهران .
عليقلي خان از طايفه ي محمودصالح شاخه ي چهارلنگ بختياري بود. پدرش محمدعلي خان از خوانين بزرگ چهارلنگ بود كه به نوشته ي بي بي مريم سالها با دولت قاجار مبارزه داشت. جد آنان علي مردان خان بود كه در زمان افشاريه ادعاي سلطنت داشته و با كريم خان زند جنگيد.بي بي مريم حدوداً نه ساله بود كه پدرش حسينقلي خان ايلخاني به دستور ناصرالدين شاه و به دست ظل السلطان در 27 رجب 1299هـ.ق به قتل رسيد. از آن پس دوران دربدري و بدبختي خانواده ي ايلخاني به ويژه مريم كوچك آغاز گرديد. اما هفت سال بعد با آزاد شدن برادر بزرگ مريم به نام اسفنديارخان سرداراسعد از زندان ظل السلطان، خانواده ي ايلخاني دوباره به خوشبختي و قدرت رسيدند.
در اين هنگام يعني هفت سال پس از مرگ ايلخاني و سالها پس از مرگ محمدعلي خان چهارلنگ، مقدمات ازدواج و عروسي بي بي مريم با عليقلي خان چهارلنگ فراهم گرديد. بي بي مريم آنچنان كه در خاطرات خود مي نويسد هيچ تمايلي به سر گرفتن اين ازدواج نداشته و به برادرهاي خود اصرار بر گرفتن طلاق نموده بود. اما خان چهارلنگ حاضر به صرف نظر كردن از بي بي مريم نشد. سرانجام عروسي برقرار گرديده و بي بي مريم در سن پانزده سالگي به خانه ي شوهري رفت كه به نوشته ي وي چهل ساله بوده و چندين زن و فرزند داشت. او به مدت چهارسال و شش ماه همسر عليقلي خان چهارلنگ بود.
در اين مدت وي بر روي مزاج شوهر خويش نفوذ داشته و قدرت بسياري در ميان چهارلنگ ها به دست آورد. اما شوهر وي به مرگ طبيعي يا مطابق نوشته ي بي بي مريم توسط سمي كه برادر بزرگش به وي خورانيده بود درگذشت. بي بي مريم از عليقلي خان چهارلنگ داراي سه پسر شد كه يكي از ْنها در كودكي درگذشته اما دو پسر ديگر وي به نامهاي علي مردان خان و محمدعلي خان بعدها در زمان سلطنت رضاشاه به قيام بر ضد دولت مركزي برخاسته و نام خود را درفهرست حماسه سازان تاريخ ثبت كردند. با مرگ شوهر بي بي مريم به نزد برادران خويش بازگشته و با مادر خود زندگي نمود. او حاضر به ازدواج مجدد با چهارلنگ ها نگرديد.
پس از مدتها زندگي نزد مادر و برادران، فتح اله خان ضيغم السلطنه(سردار ارشد بعدي) پسر عموي در گذشته اش مصطفي قلي خان از او خواستگاري نمود اما بي بي مريم كه عموزاده ي خود را خوب مي شناخته است به هيچ وجه حاضر به ازدواج با وي نمي گرديد. سرانجام با اصرار و سماجت فتح اله خان و فشار برادران بي بي مريم، وي با اكراه و بي ميلي به ازدواج عموزاده درآمد كه داراي چندين زن عقدي، صيغه اي و چندين فرزند بود. فتح اله خان فردي بوالهوس بوده كه در فساد اخلاق و بي عفتي يد طولايي داشته است.
بي بي مريم در خاطرات خود گوشه هايي از فساد اخلاق، بي عفتي و بي شخصيتي شوهر خويش را بر ملا مي سازد و از بدبختي ها و مشكلاتي كه با اين شوهر داشته ايست سخن مي گويد. فتح اله خان زنان و فرزندان شرعي و املاك و اموال ارثي خويش را در چهارمحال و بختياري تنها و بي صاحب گذاشته و در عوض در اصفهان ضمن نوكري ظل السلطان به گذراندن وقت در كنار دلبران خويش مشغول بوده است. از سوي ديگر برادران بي بي مريم كه نقاط ضعف شوهر خواهر خود را مي دانستند در تلاش بودند تا املاك وي را در چهارمحال و بختياري به چنگ بياورند اما بي بي مريم با قدرت و صلابت در مقابل برادران خويش ايستاده و با دشواري بسياري از حقوق و املاك شوهر معلوم الحال خويش دفاع مي نمود.
او در اين راستا حتي تا پاي زد و خورد با برادران خويش پيش رفت. او سرانجام از دست هوسبازي، بي عاري و بي غيرتي شوهر خويش خسته شده و خواستار طلاق گرديد اما برادران وي گرفتن طلاق را از شوهر جايز ندانسته و لذا بي بي مريم در سن سي سالگي بدون اخذ طلاق از فتح اله خان جدا گرديد
مطابق توافقي كه ميان فتح اله خان و بي بي مريم صورت گرفت و برادران بي بي مريم نيز حاضر و ناظر بودند قرار گرديد كه بي بي مريم بر سر املاك فتح اله خان مانده و به تربيت و بزرگ كردن پسرش مشغول شود اما هرگز زندگي زناشويي با فتح اله خان نداشته باشد. او از فتح اله خان فرزندانی متعددي داشته كه اغلب آنها قبل و يا بعد از تولد از بين رفتند و علت آن را پزشكان بيماري فتح اله خان به خاطر هوسبازي هايش تشخيص دادند. تنها پسري از وي بنام مصطفي قلي خان بجا ماند كه بعدها داماد سردار ظفر برادر بي بي مريم گرديد. بي بي مريم پس از جدا شدن از فتح اله خان بر سر املاك و خانه ي وي مانده و به تربيت پسر خويش مشغول گرديد. بي بي مريم در طي جنگ جهاني اول به همراه عده اي از خوانين بختياري چون ابراهيم خان ضرغام السلطنه و پسرش ابوالقاسم خان بختياري، سردار معظم، سردار صولت و ديگران جانب آلماني ها را گرفت.
برخلاف عده اي از خوانين بختياري چون سردار محتشم، سردار ظفر و سردار جنگ كه از متفقين و انگليسي ها حمايت كردند. اين شيرزن بختياري در حمايت از متحدين و آلمان ها به شعار و حرف اتكا نكرده بلكه اسلحه به دست گرفته و با انگليسي ها و روسها جنگيد. او نيز همچون خيلي از رجال ملي و وطن پرست دريافته بود كه با بهره گيري از كمك متحدين به ويژه آلمان مي توان به منافع روسيه و انگليس ضربه زده و آنها را از ايران اخراج نمود. نمي توان بي بي مريم و ديگر ميهن دوستان ايران طي جنگ جهاني اول را ژرمانوفيل و يا وابسته به آلمان دانست. بلكه در آن روزگار عملي ترين راه جنگيدن با دشمنان ديرينه ي ايران يعني روس و انگليس و رهايي از چنگال آنها همكاري با دشمن قدرتمند آنها يعني آلمان بوده است و ساير راه حل ها و شيوه ها براي دفاع از ميهن كاربرد عملي نداشته است.
بي بي مريم رهبري يك عده سرباز آلماني را در خاك بختياري بر عهده گرفت. او در جريان حمله سربازان روسي به آلمانها، كاردرف شارژدافر سابق آلمان را به همراه آلماني هاي ديگر به مدت بيش از يك ماه در خانه ي خود در سروشجان پناه داده و مورد پذيرايي قرار داد. به علت حمايت هاي بي دريغ بي بي مريم از آلمان ها، سربازان روسي و عوامل ايراني آنها همچون پسران ظل السلطان خانه و اسباب اثاثيه ي وي در اصفهان را غارت و تخريب نمودند. اما بي بي مريم دست از ضديت با انگليسي ها و روس ها و حمايت از آلمان ها نكشيده و همچنان به مبارزه ي خود با قواي متجاوز روس و انگليس ادامه داد. او در جنگ هايي كه خوانين جوان و ميهن پرست بختياري در نزديكي اصفهان بر ضد قواي اشغالگر روسيه به راه انداخته بودند به همراه بعضي از عناصر آلماني حضور داشت.
اما آنها در اين جنگ شكست خوردند. لذا بي بي مريم پس از مدتي پذيرايي از كاردرف و همراهانش چون مي ترسيد كه آنها به چنگ روسها بيفتند وسائل مسافرت آنها را به خاك عثماني فراهم نمود. كاردرف از خاك بختياري روانه ي كرمانشاه و از آنجا از طريق خاك عثماني به آلمان رفت. او ماجراي حمايت شيرزن بختياري بنام بي بي مريم ازآلمانها و نجات دادن جان خود و همراهانش را براي ويلهلم دوم امپراتور دوم تشريح كرد. لذا امپراتور نيز براي قدرشناسي از حمايت هاي سخت و بي دريغ بي بي مريم از آلمانها، تمثال ميناكاري و الماس نشان خود را براي او فرستاد. بي بي مريم از آن پس به خاطر شجاعت بي نظيري كه در مقابل اشغالگران نشان داده بود و هدايايي كه امپراتور آلمان برايش فرستاده بود به سردار مريم مشهور گرديد
جريان مبارزات بی بی مريم بختياري با انگليس ها در طي قرارداد 1919 و كودتاي 1299 همچنان ادامه يافت به طوري كه دكتر محمد مصدق حاكم فارس در زمان كودتاي 1299 پس از مخالفت و عزل از اصفهان راهي بختياري شد و مدتها مهمان سردار مريم بود.
بی بی مريم بختياري در سال 1316هـ. ش سه سال پس از شهادت فرزندش علي مردان خان در اصفهان به دستور رضاشاه، زندگي را بدرود گفت.







دیدگاهتان را بنویسید