«سراوستن هنري لايارد» به يك خانواده ي سرشناس پروتستان و فرانسوي الاصل تعلق دارد كه نياكان او در قرون گذشته به انگلستان آمده و بعدها به فرمان ملكه اليزلبت اول در كليساي كنتربوري به خدمت اشتغال ورزيدند. در پنجم مارس 1817م پيتر لايارد و همسرش مارين صاحب فرزندي شدند كه نام او را هنري گذاشتند. هنري در سال 1834م در سن هفده سالگي پدر خويش را از دست داد و رسماً سرپرست خانواده گرديد. وي جهت پيدا كردن كارتصميم عزيمت به سيلان گرفت. لذا در ژوئيه ي 1839 همراه با يك مسافر ماجراجو بنام «متيفورد» انگلستان را به قصد مشرق زمين ترك گفت. آنها پس از رسيدن به بغداد در ماه مه 1840م به مدت دو ماه در آنجا توقف كردند و در همان جا بود كه باشاهزادگان فراري ايران كه مدعيان سلطنت محمدشاه بودند ديدار نمودند.
لايارد و همسفرش از بغداد راهي ايران شدند. آن دو پس از ملاقات با حاج ميرزا آقاسي صدراعظم وقت تقاضا نمودند كه با اجازه ي دولت ايران از طريق يزد، كرمان و سيستان به به افغانستان و هندوستان مسافرت نمايند. اما صدراعظم به ظاهر كه به علت عدم امنيت راهها و در باطن به خاطر شورش آقاخان محلاتي به تحريك انگليسي ها در كرمان صورت گرفت، با مسافرت اين دو انگليسي از آن راه مخالفت ورزيد. لذا متيفورد با اجازه ي دولت ايران از طريق مشهد به هرات رفته و لايارد نيز به عنوان بازديد از آثارباستاني به خوزستان(قشلاق ايل بختياري) مسافرت نمود. لايارد در طي سالهاي 1842- 1840م/ 1258- 1256هـ.ق در جنوب ايران مشغول يك سلسله فعاليت هاي سياسي بود و چندين بار از خوزستان به بغداد رفته و بازگشت. وي به هنگام حركت محمدتقي خان بختياري برضد دولت مركزي در نزد وي حضور داشت. به علاوه او اولين كسي بود كه طرح كشتيراني در رود كارون را به دولت انگليس پيشنهاد كرد و براي رسيدن به اين مقصود، خود دو بار با كشتي از بغداد به خرمشهر و از آنجا تا شوشترمسافرت نمود و اطلاعات مورد نياز راجع به نحوه ي كشتيراني در كارون را در اختيار كلنل«تايلور» كنسول انگليس در بغداد قرار داد. لايارد بعدها از سفير انگليس در عثماني مأموريت يافت تا به خاطر آشنايي دقيق با مرزهاي ايران و عثماني طرحي در مورد حل اختلافات مرزي دو كشور تهيه نمايد.
اما طرحي كه وي تهيه كرده بود به سود عثماني و به زيان ايران بود و حتي مورد پذيرش وزير خارجه ي انگليس نيز قرار نگرفت. لايارد در سال 1845م در شهر موصل شروع به حفاري كرد و در سن 35سالگي به خاطر كشف نينوا از شهرهاي آشور، شهرت جهاني يافت. در سال 1852م معاون وزارت خارجه ي انگليس شد و مدتي بعد ازطرف حزب ليبرال نماينده ي پارلمان شد. از سال 1869م تا1877م سفير انگليس در اسپانيا و درسال 1877م به سمت سفير انگليس در عثماني منصوب گرديد. او سرانجام در پنجم ژوئيه ي 1894م در 77 سالگي در لندن درگذشت. از وي سه اثر كلاسيك به نام هاي«ماجراهاي اوليه در ايران» «نينوا و باقيمانده هايش» و «نينوا و بابليون» بجا مانده است لايارد درسال1840م/1256هـ.ق به سرزمين گرمسير بختياري(خوزستان) وارد و به حضور محمدتقي خان، خان مقتدر و متنفذ ايل بختياري از شاخه ي چهارلنگ و طايفه ي كيان ارثي رسيد. زمان حضور لايارد در ميان بختياري ها جالب توجه است اين زماني است كه محمدشاه قاجار به هرات لشكر كشيده و لذا انگليسي ها كه نتوانستند او را از محاصره ي هرات بازدارند، با وي دشمن گرديده و براي تهديد و ارعاب او و منصرف كردنش از تصرف هرات به عملياتي چند روي آوردند.
از جمله اينكه راولينسون را مأمور تحريك آقاخان محلاتي به شورش نمودند. مسافرت لايارد به سرزمين بختياري اگر چه تحت عنوان«بازديد از آثار باستاني خوزستان» قرار داشت اما مي توانست مأموريتي سياسي نظامي در پوشش اكتشافات باستان شناسي باشد. زيرا كه دولت انگليس قصد داشت با تحريك ايلات و عشاير به شورش بر ضد دولت مركزي، محمد شاه قاجار را از هرات بازگرداند. دولت انگليس، شاهزادگان قاجاري مدعي سلطنت(پسران فرمانفرما) را به بغداد برده و براي تهديد و ارعاب محمدشاه مورد حمايت مالي و سياسي قرار داده بود. تشويق و تحريك محمدتقي خان، خان مقتدر بختياري نيز يكي ديگر از اقدامات دولت انگليس برضد محمدشاه بود. به نظر مي رسد كه لايارد از جانب دولت انگليس اين مأموريت مهم را عهده دار شد.
او مي خواست ابتدا خود را به نزد خان بختياري رسانده و بين او، شاهزادگان فراري و «كلنل هنل» فرمانده ي ناوگان انگليس در جزيره ي خارك ارتباط برقرار نمايد، سپس از راه اصفهان، يزد، كرمان و سيستان خود را به قندهار رسانده و راولينسون را كه اين زمان در قندهار اقامت داشت در طغيان آقا خان محلاتي كمك نمايد. لايارد به هنگام رسيدن به قلعه تل مقر محمدتقي خان، از سوي خان، برادران و ساير اعضاي خانواده اش به گرمي مورد استقبال قرار گرفت و به ويژه پس از آنكه پسر بيمار خان را كه اطباي محلي از معالجه اش عاجز مانده بودند درمان نمود بسيار مورد تكريم خان و همسرش قرار گرفت. وي از آن زمان تا هنگام گرفتاري و بدبختي خان و خانواده اش در كنار آنها باقي ماند. لايارد در طي مدتي كه در كنار بختياري ها بود به لباسبختياري ها ملبس گرديد و به زبان فارسي لهجه ي بختياري صحبت نموده و به حدي به بختياري ها علاقه نشان داد كه در دسته جات آنها براي شكار شير، جمع آوري اطلاعات و حتي تهاجمات محلي شركت مي نمود. وي با استفاده از سعه ي صدر خان بختياري و با حمايت وسيع وي، به بازديد از آثار باستاني خوزستان همچون اشكفت سلمان، كول فرح و … پرداخت.
اما بي شك مهمترين اقدام لايارد به هنگام حضور در سرزمين بختياري، عزيمت وي به جزيره ي خارك از جانب خان بختياري بود. به گفته ي لايارد قبول اين مسئله براي خان بختياري دشوار بود كه من فقط از روي كنجكاوي و به منظور كشف آثار باستاني اين سفر پرخطر را پذيرفته ام. خان بختياري مي پنداشت كه لايارد مأمور ويژه يا نماينده اي سياسي است كه براي نقشه برداري جهت تهاجم نظامي انگليس به ايران به اين منطقه اعزام گرديده است. خان ازداستان محاصره ي هرات، قطع روابط دو كشور و تصرف جزيره ي خارك توسط قواي انگليس آگاهي داشت واميدوار بود چنانچه جنگي ميان ايران و انگليس اتفاق بيفتد تا او از فرصت استفاده كرده و استقلال سرزمين خود را اعلام نمايد. محمدتقي خان معتقد بود چنانچه دولت انگليس از لحاظ مالي و تجهيزات نظامي به وي كمك نمايد او مي تواند با جمع آوري تفنگچيان بسيار، قيامي عمومي را برضد دولت مركزي تدارك نمايد. خان بختياري مايل بود كه با فرمانده ي قواي انگليس در خارك تماس برقرار نمايد تا بداند آيا در صورت بروز جنگ، انگليسي ها به او كمك خواهند كرد؟ و آيا با عقد يك قرارداد در مقابل شاه از وي حمايت مي نمايند؟ و آيا پس از پايان جنگ او را به عنوان حكمران مستقل خوزستان به رسميت مي شناسند يا خير؟ بدين ترتيب بود كه خان بختياري براي كسب اطلاعات از اين موضوعات از لايارد تقاضا نمودكه به جزيره ي خارك مسافرت نمايد. اهداف و انگيزه هاي لايارد از اين مسافرت را مي توان اين چنين برشمرد
1- برقراري تماس با فرمانده ي انگليسي جزيره ي خارك جهت كسب حمايت رسمي وي از خان بختياري در مقابل دولت ايران.
2- مذاكره با مقامات انگليسي درخارك وآگاه ساختن آنها ازاينكه خان بختياري حاضراست جهت حمل و نقل محمولات تجاري خارجي، جاده اي در منطقه ي تحت نفوذش احداث وامنيت آن را تضمين نمايد.
3- تشويق تجار و بازرگانان انگليسي به تجارت با بختياري ها و حوزه ي حكمراني محمدتقي خان بنا به درخواست وي.
4- تهيه ي دارو از درمانگاه انگليسي ها در خارك جهت معالجه ي سخت برادرخان بختياري.
لايارد بدون درنگ درخواست محمدتقي خان را پذيرفت و روانه ي خارك گرديد. او با رسيدن به خارك مذاكرات خود را با كلنل هنل فرمانده ي نيروي انگليسي مستقر در خارك آغاز نمود. وي بجز هدف اصلي مأموريتش، تقريباً به ساير اهداف كم اهميت تر خود نائل گرديد. فرمانده ي انگليسي به او يادآور شد كه جنگ ايران و انگليس برسر هرات پايان يافته است و دولت بريتانيا ديگر نمي تواند از نظر سياسي خان بختياري را حمايت نمايد، اما او مي تواند برنامه هاي اقتصادي اش را اجرا كرده و با تجارت انگليسي وارد معامله شود. لايارد پس از تهيه ي مقداري دارو به قلعه ي تل مقر خان بازگشته و او را از پاسخ منفي انگليسي ها به درخواستش آگاه نمود. محمدتقي خان مردد بود چه تصميمي را اتخاذ نمايد. زيرا كه منوچهرخان معتمدالدوله حاكم اصفهان او را به بهانه هايي چون عدم پرداخت ماليات و ارتباط با شاهزادگان فراري بغداد، نزد شاه به عدم اطاعت از دولت مركزي متهم كرده و سپس به دستور محمدشاه براي سركوبي خان بختياري لشكركشي نمود.
لايارد مي نويسد:«چنانچه محمدتقي خان در همان موقع تصميم حمله به قشون معتمدالدوله را مي گرفت مي توانست به آساني لشكريان او را در ارتفاعات بختياري تارومار نمايد ولي ترديد و دودلي او مانع اين كار شد.» اما«گردون واترفيلد» نويسنده ي زندگينامه ي لايارد مي نويسد:«محمدتقي خان مي توانست با استفاده از موقعيت كوهستاني، قشون معتمد را تارومار نموده و از ورود او به سرزمين بختياري جلوگيري نمايد ولي او منتظر بازگشت لايارد و نتيجه ي مذاكرات او بامقامات انگليسي در خارك بود و همين ترديد و انتظار باعث شد تا او فرصت گرانبهايي را از دست بدهد و بعدها موجبات بدبختي خود و خانواده اش را فراهم نمايد محمدتقي خان بختياري سرانجام پس از سوگندهاي مكرر معنمدالدوله مبني بر آزار نرساندن به وي خود را تسليم نمود اما معتمد الدوله تمام قول و قرارها و سوگندهاي خود را يزر پا گذاشته و او رازنداني نمود.
لايارد كه قبلاً از كرامت و سخاوت خان بختياري بهره مند گرديده بود، تلاش كرد شايد بتواند كمكي به او بنمايد. او حتي تا آنجا پيش رفت كه شخصاً در شبيخون بختياري ها و اعراب به اردوگاه معتمدالدوله براي نجات خان بختياري شخصاً شركت نمود اما اين عمل نيز به آزادي محمدتقي خان منجر نگرديد. لايارد تا مدتي همراه خانواده ي خان بختياري بسر برده و در چند مورد در سياهچال معتمد از خان، پسر و برادرانش ديدار بعمل آورد. اين اعمال وي چنان تكرار شد كه موجبات خشم معتمدالدوله را برانگيخته، به حدي كه حكم توقيف لايارد را صادر نمود. او سپس بازديدهاي خود را از آثا باستاني خوزستان كه از زمان آزادي ميزبان خود آغاز كرده بود، ادامه داد. به علاوه او چندين بار از خوزستان به عراق عرب مسافرت نموده و بازگشت، كه انگيزه ي اين رفت و آمدها نيز چه بسا نه تنها اكتشافات جغرافيايي و تاريخي نبوده بلكه مأموريتي سياسي و يا حتي ايجاد تنش در روابط ايران و عثماني باشد.






دیدگاهتان را بنویسید